1321م / 721 ه ق به قاهره رفت و نزد محمدبن عبدالصمد سَنْباطي (وفات‌: 1322م‌)، تقي‌الدين علي سُبْكي (چهاردهم ـ1) و ابوحيان (چهاردهم ـ1) به تحصيل پرداخت‌. از سال‌1327م به بعد مدرس مدرسه‌هاي مختلفي در قاهره بود و در مسجد ابن‌طولون به تفسير قرآن‌ اشتغال داشت‌. يك چند (1358ـ1361) محتسب شد. در هشتم دسامبر 1370 درگذشت‌.
 آثار متعددي در فقه شافعي‌، كتابي در احوال بزرگان آن مذهب به نام طبقات الشافعية (شروع‌ در 1349م‌، اتمام در 1368م‌) و كتابي در أحكام الخنثي نوشت (كه اقتباسي از دو اثر پيشين در اين زمينه بود.) آخرين كتابش كه در سال 1368م تأليف شد، درباره‌ٴ پاره‌اي مشكلات فقهي است‌ و طراز المحافل في‌اٴلغاز المسائل نام دارد.

در سال‌هاي 1354ـ1358 رساله‌ٴ كوچكي در رد مسيحيان نوشت به نام الكلمات المهمة في‌مباشرة اٴهل‌الذمّة، كه بيشتر بر ضد قبطيان بود كه در دولت مماليك به‌خاطر قابليت‌هاي مالي و اداري‌شان مقامات مهمي به‌دست آورده بودند.

عمربن اسحاق هندي

فقيه حنبلي هندي‌، كه در مصر مي‌زيست (1314ـ1372م / 714ـ773 ه ق‌).
نسبت او را به هند، غزنه و دولت‌آباد در جبال داده‌اند. او را شبلي هم خوانده‌اند، منسوب به‌ قريه‌ٴ شبليه در اُسروشَنه‌ٴ ماوراءالنهر، ولي نام شبلي نامرسوم نبود. شايد در هندي ناميدن او برحق نباشيم‌، ولي مسلماً او از شرق برخاسته بود، خواه از غزنه يا از آن سوي رود سند.
او در سال 1314م زاده شد؛ در خدمت استادان زيادي به تحصيل فقه و حديث پرداخت‌، حج گزارد و در حدود 1339م در مصر اقامت گزيد. به مقام قاضي عسكر و بعدها (1367م‌) قاضي‌القضات منصوب شد. در ژانويه‌ٴ 1372م درگذشت‌.
 از آثار اوست‌: زبدةاﻷٴحكام في‌اختلاف اﻷٴئمة اﻷٴعلام در باره‌ٴ نقاط توافق و اختلاف مذاهب‌ اربعه‌ٴ اهل سنّت‌. اغلب نوشته‌هايش به‌صورت شرح آثار پيشينيان است‌، كه آنها را به‌ترتيب تاريخ‌ آثار اصلي ذكر مي‌كنم‌:
1. الزيادات از محمدبن حسن شيباني (749ـ804م‌).
2. عقيدةاهل السنة و الجماعة (يا مقدمة في‌اٴصول‌الدين‌) از احمدبن محمد طحاوي‌(843ـ933م‌).
3. الهداية از مرغيناني (دوازدهم ـ2). عمرهندي دو شرح بر آن نوشت‌.
4. نظم السلوك از ابن‌فارض (سيزدهم ـ1). اين حاكي از علاقه‌ٴ عمرهندي به تصوف است‌؛ او خود رساله‌اي در اين‌باره دارد.
5. بديع‌النظام في‌اٴصول‌الفقه از احمدبن علي‌بن ساعاتي (وفات‌: 1296م‌).